....................... این روزها مثل روزهای گذشته مثل ماههای گذشته مثل سال های گذشته سخت غمگینم خوب که فکر میکنم میبینم سالهاست در جزیره ی تنهایی خودم به دنبال همدمی همرازی محرمی میگردم این روزها کم کم با غم بودنم سازگار میشوم این روزها من از خودم سخت خجالت میکشم
از افکارم خجالت میکشم
از تو خجالت میکشم
از زمین وزمان خجالت میکشم
نمی دانم چگونه میشود دوباره بازگشت مدت هاست راه را گم کرده ام خدایا به کدام ضلع آسمان باید نگریست ------------------------------- دست نوشته های من درد و دل هایی هستند فراموش شده
وفریاد هایی بی صدا، باشد تا کسی صدایم را بشنودو همنوایم شود
هر چه خوبی دراینجاست تقدیم به شما وعموی شهیدم و مادر عزیزم